سالها از زمان صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره)، مبني بر مجاز بودن عمل تغيير جنسيت ميگذرد و در اين مدت علاوه بر بيماران دو جنسي (هرموفروديت), صدها بيمار تراجنسيتي (ترانسكشوال) نيز توانستهاند با حمايت شرع و قانون، تحت عمل تغيير جنسيت قرار می گیرند. به گزارش خبرگزاري كار ايران, ايلنا, بيماري تراجنسيتي يا ترنسكشواليسم، به نوعي اختلال جنسيتي گفته ميشود كه در آن جنسيت جسمي بيمار با جنسيت روحي او در تضاد است و شخص از پذيرش جنسيت ظاهري خود به شدت ناراضي است.افراد تراجنسيتي (ترانسكشوال) از زماني كه خود را ميشناسند, قوياً احساس ميكنند كه به جنسي مخالف تعلق دارند و در قالب جسمي اشتباه به دنيا آمدهاند. شيوع اين پديده نادر در جنس مذكر بيشتر از جنس مونث است، به طوري كه طبق آمار منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني, از هر صد هزار پسر متولد شده يك نفر و از هر چهارصد هزار دختر متولد شده يك نفر، داراي اين اختلال هستند.بر اساس آمارهاي موجود در سطح جهان, بين 40 تا 60 درصد از اين بيماران به دليل فشار ناشي از تضاد جسم و روح خود, دست به خودكشي ميزنند و بقيه بيماران نيز يا در صورت امكان تغيير جنسيت ميدهند و يا به انواع بيماريهاي رواني، از جمله افسردگيهاي شديد مبتلا ميشوند. تراجنسيتيها، از بدو شناخت خود از سنين زير سه سال, رفتارها و گرايشات جنس مخالف را از خود بروز ميدهند و با وجودي كه هيچگونه اختلالي در جسم آنها مشاهده نميشود, عميقاً احساس ميكنند كه در كالبدي اشتباه متولد شدهاند و جنسيت حقيقي آنها با آنچه كه هستند، متفاوت است. بدين ترتيب پسربچههاي تراجنسيتي گرايش به انجام بازيهاي دخترانه دارند, از پوشيدن لباسهاي پسرانه متنفرند و رفتاري دخترانه را از خود بروز ميدهند. دختربچههاي تراجنسيتي نيز حركات و رفتارهاي پسرانه دارند و از انجام كارها و بازيهاي دخترانه امتناع ميكنند. اين در حالي است كه خانواده و جامعه همواره از اين كودكان انتظار دارند، نقشهاي متناسب با جنسيت خود را بپذيرند و آنها را به خاطر انجام حركات و رفتارهاي جنس مخالف سرزنش كرده و تحت فشار قرار ميدهند. اين فشارهاي بيروني و تضادهاي دروني, بحرانهاي شديدي را در بيمار به وجود ميآورد. با بالاتر رفتن سن تراجنسيتيها و ورود آنها به مدرسه و اجتماع, اين بحرانها بسيار مخربتر ميشوند و در دوران بلوغ و رسيدن به تضادهاي خاص اين برهه, آسيبهاي ناشي از بيماري به اوج خود ميرسند. به طوري كه پس از سنين بلوغ، بيشتر اين بيماران يا خودكشي ميكنند و يا به انواع بيماريهاي حاد رواني, دچار ميشود. در اين ميان، با توجه به حاكم بودن فرهنگ مردسالاري و انتظاراتي كه در جامعه از پسران ميرود, فشارهاي وارد بر پسران تراجنسيتي بسيار بيشتر است و اين بيماران به خاطر فشارها و تضادهاي سنگين ناشي از نارضايتي شديد از جنسيت خود و فشار و آزار خانواده اجتماع, دچار آسيبهاي شديدتري ميشوند. بيماري تراجنسيتي تا اوايل قرن بيستم از لحاظ علمي تعريف نشده بود و پزشكان و روانپزشكان, آنرا در رديف همجنسگرايي طبقهبندي ميكردند؛ اما تحقيقات بيشتر نشان داد كه تراجنسيتيها با وجود گرايش جنسي و عاطفي به جنس موافق و عدم گرايش جنسي به جنس مخالف, با همجنسگرايي تفاوت عمدهاي دارند. تفاوت اين دو گروه نيز در اين است كه همجنسگرايان از جنسيت خود رضايت كامل دارند، در حالي كه مشكل اصلي تراجنسيتيها جنسيت متضاد آنها است. اين تفاوت، محققان را بر آن داشت تا تحقيقات گستردهاي را در مورد منشاء اين بيماري انجام دهند. آزمايشات ژنتيكي, هورموني و اورولوژي اختلال خاصي را نشان نميداد و آزمايشات و روشهاي مختلف روانكاوي و رواندرماني نيز راه به جايي نميبرد. تا اينكه در سال 1996 پزشكان هلندي با كالبد شكافي مغز 6 بيمار ترانسكشوال دريافتند كه در اين بيماران بخش قدامي (پايانه BS ) غده هيپوتالاموس مغز كه در برگيرنده خصوصيات جنسيتي انسان است, شبيه به جنس مخالف است. به عبارتي، جنسيت مغز اين بيماران با جنسيت فيزيكي آنها در تضاد است. اين پزشكان معتقدند كه اين اختلال مغزي در دوران جنيني به وجود ميآيد و از آنجا كه نميتوان به اين بخش از مغز دسترسي پيدا كرده و در آن تغييري به وجود آورد, اين اختلال پديدهاي مادرزادي و كاملاً طبيعي است كه قابل تغيير نيست و تنها راه نجات بيماران تراجنسيتي از مشكلات ويرانگر و طاقتفرسايشان, اين است كه جسم آنها را با روح و مغزشان تطبيق داده و آنها را تحت عمل تغيير جنسيت قرار دهيم. اما در مقابل، بسياري ديگر از متخصصان و كارشناسان اين نظر را قطعي نميدانند و احتمال اينكه عوامل محيطي و خارجي در به وجود آمدن اختلال تراجنسيتي موثر باشند را رد نميكنند. به گزارش ايلنا, دكتر كاهاني، كه جديداً كتاب "اختلال هويت جنسي" را در مورد بيماري تراجنسيتي نوشته، معتقد است؛ منشاء اصلي اين پديده دقيقاً مشخص نيست و به طور قاطع نميتوان گفت كه چه عواملي در به وجود آمدن آن دخالت دارند. وي ميافزايد: عواملي همچون تاثير خانواده و دريافتهاي حسي فرد در سنين زير 5 سال، ميتواند از جمله عوامل بيروني به وجود آورنده اين اختلال به شمار آيد. به عنوان مثال والديني كه از جنسيت فرزندشان راضي نيستند و با سپردن نقشهاي جنس مخالف به فرزندشان به نوعي سعي در پر كردن اين خلاء دارند, ميتوانند در او اختلالات هويت جنسي به وجود آورند. به گفته كاهاني، در انسانهاي متعارف جامعه, جنس و هويت جنسي در راستاي يكديگر قرار دارند كه همين, هويتي يگانه را ايجاد ميكند؛ اما در صورتي كه اين دو مقوله در تقابل با يكديگر قرار گيرند, اين امر هويتي ناهمگن و متضاد را به وجود ميآورد. وي، با تاكيد بر اينكه در حال حاضر تنها راه متعارف درمان اين بيماري, تغيير جنسيت از طريق عمل جراحي يا هورمون درماني است، ميگويد: كساني كه امكان اين كار برايشان وجود ندارد، چارهاي جز كنار آمدن با شرايط موجود و پذيرش وضعيت خود ندارند و ساير راههاي پيشنهاد شده براي درمان اين بيماران, تاكنون راه به جايي نبرده است. كاهاني در عين حال تاكيد ميكند: بايد در ارايه مجوزهاي عمل تغيير جنسيت دقت و حساسيت فراواني صورت گيرد؛ چرا كه بسياري از متقاضيان عمل در واقع تراجنسيتي نيستند و داشتن انحرافات جنسي و ساير اختلالات ديگر، آنان به سمت عمل سوق ميدهد. وي ميافزايد: ويژگي بارز افراد تراجنسيتي اين است كه اين بيماران خواستار يك زندگي سالم و طبيعي هستند و براي دور شدن از اختلال هويت جنسي و اجتناب از يك زندگي نامتعارف و غيراخلاقي به عمل تغيير جنسيت روي ميآورند.

Always on my mind
Always in my heart
همیشه در ذهنم
همیشه در قلبم
I’ve been waiting for you night after night
Like a shadow, staying close to the light
Suddenly, you stand beside me
And I see a million burning stars
من برای تو شب های زیادی صبر کردم
مثل یه سایه ، کنار نور بودم
ناگهان ، تو اومدی پیشم
و یک میلیون ستاره چشمک زن رو دیدم
You are always on my mind
Always in my heart
And I can hear you call my name on a mountain high
Always on my mind
Always in my dreams
I wanna hold you close with me
Always, all the time
تو همیشه در ذهنمی
همیشه در قلبمی
میتونم احساس کنم ( بشنوم ) که در یه کوه بلند اسم منو صدا میکنی
همیشه در ذهنم
همیشه در رویاهام
میخوام بقلت کنم
همیشه ، برای هر زمان
I believe I’m addicted to you
In your eyes I see dreams coming true
Finally I have found you
And now I will never let you go, no
میدونم که بهت نیاز دارم ( معتقدم که بهت معتاد شدم )
توی چشمات رویاهایی رو میبینم که دارن به واقعیت می پیوندند
بالاخره پیدات کردم
و حالا نمیزارم از پیشم ، هیچ وقت بری
You are always on my mind
Always in my heart
And I can hear you call my name on a mountain high
Always on my mind
Always in my dreams
I wanna hold you close with me
Always, all the time
تو همیشه در ذهنمی
همیشه در قلبمی
میتونم احساس کنم ( بشنوم ) که در یه کوه بلند اسم منو صدا میکنی
همیشه در ذهنم
همیشه در رویاهام
میخوام بقلت کنم
همیشه ، برای هر زمان
Always on my mind
Always in my heart
And I can hear you call my name on a mountain high
Always on my mind, always in my dreams
I wanna hold you close with me
Always, all the time
تو همیشه در ذهنمی
همیشه در قلبمی
میتونم احساس کنم ( بشنوم ) که در یه کوه بلند اسم منو صدا میکنی
همیشه در ذهنم
همیشه در رویاهام
میخوام بقلت کنم
همیشه ، برای هر زمان
Always on my mind
Always in my heart
Always on my mind
Always in my dreams
Always, all the time
همیشه در ذهنم
همیشه در قلبم
همیشه در ذهنم
همیشه توی رویاهام
همیشه، برای هر زمان

ناشر: MARVEL
اولین ظهور: Savage She-Hulk در شماره 1 سال 1980
نام واقعی: Jennifer
نام مستعار :Jade Giantess-Shulkie
قدرت مخصوص: استقامت زیاد. زور زیاد و بیش از اندازه.
گروه: Defenders.employee of Goodman -Lieber- Kurtzberg & Holliway. formerly Avengers.Brides of Set Fantastic Four.Fantastic Force.Heroes for Hire
محل زندگی : زمین(ایالت متحده آمریکا)
محل تولد : لس انجلس - کالیفرنیا
شغل : وکیل داد گستری
نسبت های فامیلی : (پسر عمو) (هالک)Robert Bruce Banner- (پدر)Morris Walters - (شوهر)John Jameson
قد: 5.10 فوت(انسان)-6.7 فوت(هالک)
وزن : 140 lbs(انسان)-650 lbs(هالک)
رنگ چشم : سبز
رنگ مو : قهوی(انسان)-سبز(هالک)
حقیقت جالب : she hulk هم مانند ددپول می داند که وجود ندارد و در دنیایی خیالی زندگی می کنند
خستگاه: او هم مانند هالک هست با این تفاوت که این عقل خود را از دست نمی دهد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
اسم واقعی:دایانا تمیس سیرا)(Diana Themiyscira

مکان سکونت:نیویورک سیتی
اولین حضور: آل اِستار کمیکزAll Star Comics#8(1941)
خالق:ویلیام م.مارستون
ناشر:دی سی کمیکز
وابستگی های تیمی: اتحادیه عدالت آمریکا)(Justice League Of **************
در این کمیک ها دیده شده: واندر وَُمن,اتحادیه عدالت آمریکا
قدرت ها:
قدرت بدنی مافوق انسانی و بی اندازه.
پرواز.
کَمند حقیقت.
اَلنگو های نقره غیر قابل شکستن.
کلاه خود طلایی که همچون تیغ بران است.
خودرو های نامریی با اختیارش ظاهر می شوند.
مطالب جالب:
او همچنان می تواند با کشیده کردن خودرو های نامریی یک قلعه بسازد که به واندر دوم (wonderdome)معروف است.
اصلیت:
دایانا تمیس سیرا دختر ملکه هیپوتیلیا می باشد, فرمانروای آمازون.ملکه هیپوتلیا او را از گل آفرید و آرزو مادر بودنش توسط خدایان یونانی به حقیقت پیوست.آفریده شده تا با الهه آرِس بجنگد,دیانا به عنوان یک ایلچی و یک مدافع برای زمین می جنگد. او یک عضو حیاتی اتحادیه عدالت آمریکا می باشد و به عنوان واندر ومن معروف است.

ناشر:marvel
اولین ظهور: مردان ایکس شماره 1 درسال 1963
نام اصلی: Max Eisenhardt
توانایی: باهوش
قدرت مخصوص: پرواز کردن.خواندن فکر دیگران.همانطور که از اسمش معلومه قدرت مغناطیسی داره
هم پیمانان: اعضای گروه خودش
دشمنان: مردان ایکس(x-men)
گروه:Brotherhood of Mutants.Genoshan Excalibur.X-Men.New Mutants.Hellfire Club.Acolytes.Savage Land Mutates
خاستگاه: او خود فرمانده میتونت های خلافکار است و دشمن اصلی ایکس من ها و گاهی نیز با هم متحد میشوند و او هم مانند ولورین و ددپول و...... از آزمایشات weapon x درست شده است
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نام: Thor

ناشر: MARVEL
اولین ظهور: Journey into Mystery
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
نام: punisher

ناشر: marvel
اولین ظهور: Amazing Spider-Man شماره 129 در سال 1974
نام اصلی: Frank Castle
توانایی: استقامت بالا. زور بالا.تجهیزات خوب
قدرت مخصوص: ندارد
محل زندگی: زمین
هم پیمانان:
دشمنان: هر کسی که را که سد راه خود بداند
گروه: U.S. Marine Corps .Green Berets.Formerly Secret Avengers.Daredevil's Unnamed Super-Hero Team
خاستگاه: مجازاتگر(punisher) در یک شب زن و بچه خود را از دست می دهد و او تصمیم می گیرد انتقام آن ها را بگیرد و
هر کس که در این راه جلو دار او باشد او را از بین می برد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اکسمن یا X-Men نام یکی از کمیکهای مارول است که به داستانهای شخصیتهایی با همین نام کلی میپردازد.
مردان اکس، نام گروهی از انسانهای جهشیافته هستند که هر کدام به گونهای استعداد خاصی دارند. گروهی از این مردان در مدرسهای به باورهای استعدادهای درونی خود پرداخته، جایی که مدیر مدرسهی آن، اگزویر است.
پیشوند X (اکس ـ) در نام مردان اکس از نام اگزاویر گرفته شده است.
از شخصیتهای محوری این سری داستانها که کار مارول کمیکز است، ولورین و اما فراست را میتوان نام برد.
اکس مِن تیم ابر قهرمانان کتاب کمیک و افسانهاى در مارول کمیکز هستند. به وسیله استن لى و جک ******بى به وجودآمده، آنها در اکس مِن شماره ١برای اولین بار در سپتامبر ١٩٦٣ظاهر شدند. اکس مِن میوتنت های هستند که درنتیجه یک جهش ناگهانى در تکامل، زادهشده با توانایى هاى مافوق انسانى پنهان هستند، که خودشان را عموماً در سنین بلوغ آشکار مى کند. خیلى از انسان های معمولى نسبت به آنها احساس ترس و یا سو ظن دارند. به وسیله تعدادى دانشمند به عنوان گونه های تکامل یافته انسان تصور شدهاند و همینطور به عنوان یک تهدید بزرگ به جامعه انسان مبدل گشته اند. فشارها به وسیله میوتنت ها هنگامی سختتر شد که آن ها از نیروهای خود برای کارهای جنایتکارانه استفاده کردند. اتحاد اکس مِن به وسیله پروفسور چارلز اگزاویر معروف به پروفسور اکس خیر اندیش تشکیلشد. میتونت ثروتمند که یک آکادمى برای تربیت میتونت های جوان بنیاد نهاد تا به آنها کمک کند که خودشان و جهان را در برابر مگنتو، میوتنت برادرهود و تهدیدات دیگر میتونت ها محافظت کنند.
سرى کتاب های کمیک اکس مِن که یکى از قدیمى ترین و بانفوذ ترین کمیک ها در طول تاریخ بوده است. در طول ١٩٧٠، جدول اعضای اکس من ها با اضافهشدن شخصیت های دیکری از آلمان، ایرلند، کانادا، اتحاد جماهیر شوروى، کنیا و ژاپن تغییر یافت.
اقتباسها
از روی اکس مِن مجموعه های تلوزیونی زیاد و موفقی ساخته شدند به گونه ای که در هنگام پخش موفق ترین برنامه روز های شنبه بود. همچنین انیمیشن های بسیاری نیز در ضمینه اکس مِن ساخته شده اند. سال ٢٠٠٠ آغاز موفقی برای مجموعه فیلم های سینمایی اکس مِن به کارگردانی برایان سینگر بود. فیلم در سال ٢٠٠٣ با اکران فیلم دوم اکس مِن و به کارگردانی سینگر ادامه یافت؛ و سال ٢٠٠٦ قسمت سوم فیلم سینمایی اکس مِن با نام اکس مِن : آخرین ایستادگی به کارگردانی برت رتنر بر روی پرده های سینما آمد.
منبع:ویکی پدیا
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چهار شگفتانگیز اولین کمیک گروه ابر قهرمانها است که مارول منتشر کردهاست. به وسیله استن لی و جک ******بی وجودآمده و اولین شماره آن با نام چهار شگفتانگیز شماره ۱(نوامبر ۱۹۶۱) منتشر شد.
چهار شگفتانگیز چهار دوست قدیمی و اعضای خانوادهای بودند که پس از قرار گرفتن در معرض پرتوهای آسمانی در طی ماموریت فضایی قدرتهای زیادی کسب کردند که عبارتند از :
آقای شگفت انگیز(رید ریچاردز): رهبر گروه، یک دانشمند نابغه که بدنش را در اندازههای باورنکردنی میتواند بکشد و شکل بدهد.
زن نامرئی (سوزان ریچاردز): همسر رید ریچاردز، جانشین فرمانده گروه. از نام او معلوم است که او میتواند خودش را به طور دلخواه نامرئی کند. همچنین او میتواند زمینهای اجباری را به وجود بیاورد و نیروی نامرئی را روشن میکند که از دستهایش منفجر بشود.
مشعل انسانی (جانی استورم): برادر سو، که میتواند خودش را با شعلهها محاصره بکند و پرواز نماید.
چیز (بن گریم): دوست بدخوی آنها با قلبی از طلا ، که قدرت و تحمل مافوق انسانی را دارد، پوستش صخرهای، ناهموار و نارنجی است و مثل این است که پوستش فاس دار یا ورقه ورقهاست. (بعضی وقتها با صخرهها اشتباه گرفته میشود.)
منبع:ویکی پدیا

آقای شگفت انگیز(رید ریچاردز) یک شخصیت افسانهای است، قهرمان و عضو چهار شگفت انگیز. به نویسندگی استن لی و هنرمند همکارش جک ******بی به وجود آمدهاست. او اولین بار در چهار شگفت انگیز شماره ۱ اول (نوامبر۱۹۶۱) ظاهر شد.
استاد مهندسی مکانیک، شیمی، همه سطوح فیزیک و زیست شناسی انسان و فضاییها. اغلب ریچاردز باهوش ترین انسان را در کمیکهای مارول مورد توجه قرار گرفتهاست. او مخترع فضاپیمایی است که در سفری فضایی به وسیله بمباران تابش کیهانی، موجب به وجود آمدن نیروهای چهار شگفت انگیز شد. ریچاردز این توانایی را به دست آورد که بدنش را به هر شکلی که او میل داشته باشد در بیاورد.
او رهبر چهار شگفت انگیز است اگرچه بعضی وقتها رفتارش باعث میشود او از هم گروههایش دور به نظر برسد ولی با این حال، شوهر زن نامرئی و مشاور مشعل انسانی است.

زن نامرئی (نام واقعی سوزان ریچاردز قبلا سوزان استورم) سابقاً دختر نامرئی، ابر قهرمان مارول کمیک و عضوی از چهار شگفتانگیز. به وسیله استن لی و جک ******بی به وجود آمده، او برای اولین بار در کمیک چهار شگفتانگیز شماره ۱ (نوامبر ۱۹۶۱) ظاهر شد. مثل اعضاء دیگر گروه ، او نیروهایش را هنگامی که روی یک فضا پیما که به وسیله تابش کیهانی بمباران شد بود دریافت کرد .
سو خودش و مردم و چیزهای اطراف خود را میتواند نامرئی کند و زمینهای اجباری نامرئی را ایجاد کند که به عنوان یک سپر دفاعی میتواند به کار برود یا به صورت نیرویی مهاجم منفجر بشود.
به خاطر دشمنانش دکتر دوم و نامور کارگر زیر دریایی ، او همیشه دوشیزه نگرانی در اولین شمارههای چهار شگفتانگیز بود. ولی در شمارههای بعدی او قوی تر شد و جانشین فرمانده گروه شد. شوهرش آقای شگفت انگیز ، بچههایش فرانکلین و والریا، برادر جوانترش مشعل انسانی و دوست صمیمی او چیز است

مشعل انسانی(جانی استورم) ابر قهرمان افسانهای مارول کمیک که عضو چهار شگفت انگیز است. او برای اولین بار در کمیک چهار شگفتانگیز شماره۱(نوامبر ۱۹۶۱) ظاهر شد.او به وسیله استن لی و جک ******بی به وجود آمد. اگرچه او مبنی بر شخصیتی خیالی در کمیکهای عصر طلائی با همان نام، به وسیله کارل بورگوس وجود آمده بود.
مانند بقیه اعضای چهار شگفت انگیز، مشعل انسانی نیروهایش را روی یک فضا پیما که به وسیله پرتوهای آسمانی را بمباران شد به دست آورد. او میتواند پرواز بکند، آتش را کنترل کند و خودش را بدون هیچ خطری با شعلههای آتش بپوشاند. «روی را شعله بزنید !»، کلمهای است که مشعل انسانی هنگامی که میخواهد شعلههای تمام بدنش را فعال کند فریاد میزند.
جوانترین عضو گروه، او گستاخ و جوینده هیجان است در حالی که آقای شگفت انگیز و زن نامرئی و چیز غرغرو محتاطتر هستند.

چیز(بنجامین(بن) ژاکوب گریم) یک شخصیت و ابر قهرمان افسانهای است، عضو اولیه گروه چهار شگفتانگیز در مارول کمیک. او به وسیله جک ******بی و استن لی به وجود آمده بود. برای اولین بار در چهار شگفتانگیز شماره ۱(نوامبر ۱۹۶۱) ظاهر شد. نشانههای او ظاهر نارنجی، سنگ مانند، شوخطبعی ، چشمهای آبی و شعار جنگی «زمان کلوبرین است»! است؛ و اینها موجب شدهاند او یکی از شناخته شده ترین و مشهور ترین ابر قهرمانها باشد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Ice Man یا مرد یخی، یکی از اکسمن بود که توسط چارلز اگزویر به مدرسهی هنرهای اکس آورده شد.
آیس من با هویت واقعی رابرت (بابى) دریک ابر قهرمانی در مارول کمیکز است، عضوى از اکس من. به وسیله نویسنده استن لى و هنرمند همکارش جک ******بی به وجودآمد. او برای اولین بار در اکس من سال ۱، شماره ۱ ظاهر شد.(سپتامبر ۱۹۶۳).
به عنوان یک میوتنت، آیسمن مى تواند رطوبت در هوا را دور خود منجمد بکند و بدنش به یخ جامد تغییر دهد. اگرچه او یک میوتنت(فوق بشری) در سطح امگا است، هرگز به طور کامل از نیروی میوتنتی خود استفاده نکرده است.
عضوی از اکس من اصلى، آیس من حضوری فعال در کمیکها، بازىها، انیمیشنها و فیلمها داشته است. شاون اشمور نقش او را در مجموعه فیلمها اجرا می کند.
بابی دریک در انتهای مجموعهی خانهی ام جزو میوتنتهایی است که نیروی خود را از دست میدهد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اسم واقعی:بروس وین

مکان استقرار: شهر گُاتام
ماولین حضور: کمیک های جنایی شماره 27 سال 1939 میلادی [Detective Comics #27 (1939)
آفریینده:باب کین
ناشر: دی سی کمیکز
وابستگی های تیمی: اتحادیه عدالت آمریکا(JLA)
تابحال در این کمیک ها دیده شده: بتمن,کمیک های کاراگاهی(پلیسی),سوپر من/بتمن, اتحادیه عدالت آمریکا,بتمن افسانه های شوالیه سیاه, بتمن شوالیه های گاتهم
قدرت ها: بتمن قدرتی به خودی خود ندارد,وقتی که به آدمیزاد معمولی تشبیه شود چیزهایی که او اغلب انجام می دهد به نظر می رسد فوق آدمیزاد باشد. در اول شدید بودن قدرت درک و فهم بتمن است.بتمن در نزد بسیاری کسان بهترین کارگاه شناخته شده. با مغز او و کامپیتر سوپر اش در غار خفاشیش,تونسته بسیاری از مساءل را حل کند از حمله های جوکر گرفته تا سوراخ کردن های ریدِلر.
او همیچنین یک فرد با تاکتیک و استراتژیستیست,همیشه چند پله بالاتر از حریفش می اندیشد,یک روز اون بیان کرد که این علتی بوده که تونسته سوپر من رو باهاش شکست بده,بجایی که از نیروش استفاده کنه از مغزش در مقابل مردی از آهن (سوپر من) و اونو به تله های خودش انداخته.بعضی ها ممکنه بگن که این از سؤ ذن (پارانویا)بیش از حد بتمن می باشد,مثل زمانی که یک ماهواره ساخت تا روی ابر انسان ها جاسوسی کند و ازشون جلو باشه یا زمانی که اطلاعات مخفی شو برای از بین بردن تیم عدالت داشت.
بتمن یک عالمه فنون رزمی هم بلد می باشد,سلاح های سرد,و نبرد های نزدیک.بدن او در اوج قدرت آدمیزادیست و خیلی سال تمرین کرده.و خیلی چابک است و جیمناستیک و آکروباتیک را کامل استاد کرده.خیلی قبل از اینکه به زمین گاتهم بیاید.
و در آخر,با اموال بسیارش,یک قور خانه مجهز به آخرین تکنولوژی ها و خودرو ها و اسلحه ها مهیا کرده.از باتارنگ گرفته تا خودرو خفاشی.و با استفاده از این ابزار ها برای انتقام خانوادش و دفاع از گاتهم سیتی استفاده می کند.
مسائل جالب:بتمن در رابطه با همه ی اعضا تیم عدالت آمریکا مقاله سری و مخصوص داشت و کلید چطوری شکست دادن آنها.
دشمنان اصلی:
جوکر Joker

دو صورتTwo Face
صورت گلیClayface
آقای یخMister Freeze
سوراخ کنThe Riddler
پنگوئنThe Penguin
رس الغولRa’s Al Ghul
اصلیت:بروس وین تنها بازمانده خانواده وین می باشد. یک خانواده قدرتمند و ثروتمند شهر گاتهم. در یک سینما رفتن,خانواده وین در یک قسمت بدنام شهر گاتهام می گشتن که توسط یک دزد ازشون دزدی می شود. دزد والدین بروس را تیر می زنید و می گذارد تا بمیرند,به سرعت می دود و هیچ وفت برای گناهش مجازات نمی شود,بروس تنها می ماند و توسط پیشخدمت خانواده(آلفرد) بزرگ می شود.در آن روز او قسم خورد که انتقام والدینش را بگیرد به هر صورتی.
بروس تمرین کرد,دنیا رو مسافرت کردو به دانشکده رفت,تا بدنش و ذهنشو برای مقابله با جرم آماده کند.وقتی که در آخر به شهرگاتهم برگشت اولین اقدامش یک بد پیش رفت او لباس های تیره پوشید و به دزدانی حمله ور شد اما توسط کسانی که می خواست نجاتشان دهد کتک حسابی خورد.اون می دونست که بایست یک فکره جدیدی بکنه.
هنگامی که یک خفاش به اتاقش برخورد کرد,بروس جوابش رو گرفت او بایست مثل یک خفاش لباس بپوشه که بتونه به وسیله لباسش حریفاشو بترسونه.
در راه خودش مرد خفاشی دوستانه زیادی رو پیدا می کنه که تمایل به داشتن شهری بدون جرم می باشند. اولیش هم جیم گُردن بود(Jim Gordon) او یک کار آگاه بودش و بعدش هم مامور عالی رتبه گاتهم شده و این دوستی برای بتمن به این دلیل خوبه که نیروهای نظامی با بتمن باشند و نه بر علیه او.
بتمن چند تا هم پیرو داشته که که همشون در غالب رابین بودن. اولیش دیک گریسون که در سیرک کار می کرده و خانوادش توسط یک مافیا کشته شده و او در نهایت رابین بودن را رها کرد و نایت وینگ(nightwing) شد و در یک شهر نزدیک (bludhaven) به مبارزه با جرم می پردازد. بعد از اون جیسون تاد رابین شد که اینطور دیده شده که توسط جوکر کشته شده لیکن الان دوباره ظاهر شده و یک تبه کار به نام Red Hood شده. و جدیدترین رابین تیم دریک هستش که بتمن هم از اون خوشش می آد و اون جزو Teen Titans هم هست.
بتمن راه مبارزه با جرم را همچنان ادامه می دهد بعضیا می گنن روانی شده و همه رو برای اینکه کاریشون نشه از خودش دور میکنه و هیچ عشقی و خانواده ای و بچه ای نداره بخاطر اینکه می ترسه یکوقت اتفاقی براشون بیفته و همینطور داره به قسمش وفا می کنه.
The Flash




سلام.
خدارو شکر که سیمز جدیدم بالاخره اومد,درست خوندین Sims3 هم اومد.
Simsجدید کلآ عوض شده(از این به بعد بجای Simsجدید میگم Sims3)یعنی دیگه خبر از اون قفس کوچولو نیست,دیگه خبر از عقده کردن نیست,دیگه از Loadingهای طولانی خبر نیست و...دیگه هر کاری که بخواین می تونید تو Sims3انجام بدین......حالا این حرفارو ول کنین تحقیق و بخونید:
*بسم الله الرحمن الرحیم*
دیگه این مشکل اونو نداره:بله درست خوندین شما به راحتي مي توانيد به هر جاي شهر قدم بگذاريد و براي خود بدويد، شما مي توانيد بدون ديدن حتي يك لودينك اين كارها را انجام دهيد به همسايه خود سر بزنيد، براي خريد به فروشگاهاي زنجيره اي برويد،به در خانه آنكس كه دشمنانتان هست برويد و با آن دعوا كنيد...(اینجوری دیگه عقده ای نمی شین)تازه می تونید گدای کنیدو تو کارتون ماهر شین!!تو Sims3می تونید به تنها ی یا با خانواده به رستوران برید.خریدام گسترش یافته مي تونيد لباسهاي مختلف و وسايل مختلفی رو كه در حالت عادي نمي تونيد داشته باشيد و بخرید...پوشيدن لباسي خاص در زمان خاص نيز اهميت خاص خودشو داره و شما بايد لباسهاي مختلف را در فصلهاي مختلف سال بپوشيد(فعلآ معلوم نیست که عین Sims2بسته های الحاقی داره یا از همون اول ماه ها تو Sims3وجود داره(حتمآ توش وجود داره))
می تونید خیلی راحتو بدون Loadingهای بلندو مسخره به خرید و دیدن دوستا و فامیل ها برین
Simcityجدید:شهر واقعآ زیبااو دیدنی شده وقتي تو شهر پا مي ذارید ،شلوغي به معناي واقعي را مي بينيد... شلوغی در تمام شهر پر شده است تو پاركها، تو شهر و فروشگاه ها.همه جور ادم تو شهر وجود داره و مي تونيد با اونا ارتباط برقرار كنيد، صحبت كنيد و شايد با بیشترشون دوست شيد.تو Sims3واقعآ فکر می کنبد تو یه شهرین طراحي مكانها و درخت ها با شماست و مي تونيد هر جا كه دوست داريد درخت و وسايل خاص بذاريد.از شهر می تونید شهرای دیگه رو ببینید وبا ماشین به اونجا رفته و از زیبایی اون جا لذت ببرید. مي تونيد در مغازها به خريد وسايل تزئيني برای اپارتمان خود بگردید و همچنين براي درست كردن غذاها بايد وسايل و يا مواد غذايي خاصي را از فروشگاها تهيه كنيد.
می تونید با دوستاتون تو پارک قرار بذارید و برای دیدن اونا با ماشین یا پیاده برین.
مناظر شهروساختمونا خیلی دیدنی شده واز دیدنشون لذت میبرین.

می تونید برای پیک نیک بیرون برین
داخل خانه:درون خانه برايتون زيبا تر از قبل است، وسايل مختلف و متفاوت با فيزيك بسيار عالي كه مي تونيد هر جايي كه دوست داشته باشيد بچينيد و هيچ محدوديتي وجود ندارد مگر اينكه بخواين وسايل را روي هم بگذاريد!!!در بازی سرما و گرمام وجود داره پس باید منتظر وسایل گرمایی و سرمایی زیباباشید.وسایل Sims2نیز تو این سیمز هم هست. همه چيز بعد داره و مي تونيد رنگاونارو به دلخواه تغيير بديد و از تكسچرهای بسيار زيادی در اين مورد استفاده شده است.(برای دخترا بهتر شد چون دیگه محدود نیستن).
همینطور که می بینید هر کی با هر سلیقه می تونه خونه ی مورد علاقه شو داشته باشه
اوووووووووووووه!!!!من دیگه حرف نمی زنم!!
نورپردازی خیلی طبیعی شده و....اوووووووه تازه با ذائقه ی مام جور(فرشو می گم)
چاق بودن یا نبودن مسئله این است:یادتون تو قبلی چاق می شدین ولی هیچ فرقی در زندگیتون ایجاد نمی شد اما در Sims3اگه چاق شید براتون(اونم به خاطر پر خوری و ورزش نکردن)ممکنه بیماری قلبی بگیزیدو......پس بهتر صبح زود برای ورزش به پارک نزدیک خونتون بریدو ورزش کنید,اما چاقیتون یه حسنم داره,تو Sims2وقتی چاق می شدینو با دیگران دعوا می کردین به طور اتفاقی شکستن می خوردین,اما توSims3دیگه خبر از شکست با وزن زیاد نیست اگه دعوا کنید اگه طرف مقابل لاغرونحیف باشه با یه مشت نقش زمین میشه(هههههههههههههه).
دخترا عاشق این قسمتن:ساخت سيمزها اينبار پر معني تر از قبل شده...مي تونيد همه چيز و درون شخصيت خود داشته باشيد و هم از نظر خصيوصيات ظاهري و داخلي اونو به صورت عالي و مورد نظر خودتون طراحي كنيد.همچنين سيمزها به نظر واقعي تر و عالي تر از قبل هستند.اينبار حتي مبتونید را سيمزهايي كه در سيمز1و2 را داريد به سيمز3 منتقل كنيد تا ادامه زندگي اونارو را در سيمز3 با خصوصيات و كارايي جديد داشته باشيد.


چقدر طبیعی و زیبا
خصوصیات سیمزهای شما:در بازي هر سيم خصوصياتي را مي تونه براي خود داشته باشه كه براي بازي كردن اون سيم به آن نياز خواهيد داشت علاوه بر خصوصيت اصلي هر فرد حداقل پنج خصوصيت متغيير داره كه قابل تغييره.
اینم یه خانم خوش تیپ(واقعآ,سیما اینقدر طبیعی شدن.)
در کل Sims3تعقیرات زیادی نیبت به نسخه های قبلی خود کرده,خوب برید بگیرین دیگه.
اینم چندتا عکس از Simهای Sims3:






همیشه گفته اند : برای حفظ دین، دختر را هر چه زودتر باید به خانه شوهر فرستاد و خوشا به حال پدری که به این سخن عمل کند .
فاطمه یکی از آن دخترانی است که به خاطر همین حرف و سخن ها چیز زیادی از دوران عروسک بازی در خانه پدری به یاد ندارد؛ چون هنوز 11 بهار از عمرش نگذشته بود که رخت عروسی پوشید و دو سال بعد با به دنیا آوردن یک نوزاد عقب مانده ذهنی دیگر هیچ نشانی از نشاط زندگی در او باقی نماند . زن کم سنی که همیشه از درد کمر ناله می کرد و هر بار زایمان دردی بر دردهای اومی افزود، حالا او مانده و کودکانی که جای عروسک هایش را گرفته اند.
بر اساس آمارهای جهانی سازمان ملل، روزانه بیشتر از 500 هزار زن به دلیل عوارض حاملگی و زایمان می میرند و این درحالی است که مرگ ومیر مادران ونوزادان یکی ازشاخص های توسعه ی کشورها محسوب می شود.افغانستان از نظر آمار بالای مرگ و میر مادران در حین زایمان ( از هر هشت زن باردار یک نفر در خطر مرگ ) رتبه دوم جهان را دارد .از طرفی وزیرامورزنان یکی از علت های مهم مرگ مادران در افغانستان را سن پایین آنها در حین زایمان می داند . این گزارش سعی دارد در گفتگو با کارشناسان ابعاد مشکل ازدواج دختران در سنین پایین را روشن کند. پاسخ به توجیه شرعی: آیت الله سید محمود هاشمی ارزگانی بابیان اینکه از دیدگاه اسلامی ازدواج به معنی زندگی زناشویی دختران در سنین قبل از بلوغ حرام است، می افزاید : فقط بستن عقد دختران قبل از بلوغ با مصلحت ولی او امکان پذیر است با دوشرطی که ولی دختر بر اساس دلسوزی و دوستی نسبت به دختر چنین عملی را انجام دهد و توانایی تشخیص خوب یا بد بودن مسئله را داشته باشد .وی خاطر نشان می کند : در چهار مذهب اسلامی سن های مختلف از 15 تا 19 سال برای بلوغ دختران و پسران تعیین شده است ولی همه ی این مذاهب بر رشید بودن طرفین ازدواج به معنای بلوغ جسمی ، روحی و عقلی توافق دارند؛ چون بلوغ فرد را، برای بر عهده گرفتن وظایف متعدد در زندگی مشترک آماده می کند و دین اسلام هیچ وقت برای دختری که هنوز توانایی لازم را ندارد نقش های مادری و همسری را تحمیل نمی کند .سنت های ازدواج و ضعف فرهنگی:محمد باقر مصباح زاده پژوهش گر، با بیان اینکه ازدواج دختران کم سن یکی از نمونه های خشونت به شمار می آید اضافه می کند: فقر اقتصادی ، رسم گله گرفتن و دختر به عنوان خون بها ، از علل مهم اجبار دختران به ازدواج در سن کودکی است .وی ریشه ی مشکل ازدواج اجباری دختران کم سن را در ضعف فرهنگی و اعتقادی خانواده ها می داند. این صاحب نظر می گوید :عقاید شخصی افراد به مرور زمان در سنت های ازدواج افغانستان وارد شده است . 13 سالگی سن ازدواج دختران:عضو دفتر مطالعات زنان افغانستان می گوید : بیشتر خانواده های افغانی بلوغ عقلی را به عنوان شرایط ازدواج دختران شان در نظر می گیرند، بطوری که یک دختر نوجوان در جامعه افغانستان همیشه آمادگی لازم را برای ازدواج دارد و سن معمول و مناسب برای ازدواج دختران، 13 سالگی می باشد .یاسمین حسنات درباره وجود معضل ازدواج اجباری ادامه می دهد: در دوران جنگ های داخلی افغانستان مواردی از ازدواج های اجباری توسط جنگ افروزان و نه همه آنها اتفاق افتاده ؛اما در حال حاضر تعداد انگشت شماری از ازدواج ها ی اجباری در افغانستان دیده شده است .این در حالی است که عضو کمیسیون مستقل حقوق بشر در افغانستان چندی پیش گفت : نیمی از هر 500 ازدواج اجباری که این کمیسیون ارزیابی کرده است را ازدواج دختران زیر سن 14 سال تشکیل می دهد .وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «اگر ازدواج دختران در سن 13 سالگی مناسب است پس چرا مقامات وزارت زنان یک دلیل مهم نرخ بالای مرگ و میر مادران را ازدواج و بارداری آن ها در سنین پایین می دانند ؟» می گوید : تجربه نشان داد ه است که زنان افغانی در سنین زیر 18 سال نیز بار وظایف زندگی مشترک را بر دوش می کشند و حتی بارداری های پیاپی هم باعث ناتوانی و ضعف آنها نمی شود بطوریکه بارها ما شاهد بودیم زنان کم سنی که به فاصله چند ساعت پس از زایمان بدون هیچ گونه درد و ناراحتی کارهای روزمره زندگی را انجام می دهند .عضو مطالعات زنان می افزاید: افزایش سن بارداری های زنان جوان مشکل مرگ و میر آنها را برطرف نمی کند و اگر مقامات وزارت زنان می خواهند نرخ مرگ و میر مادران را کاهش دهند باید مشکل نبود داکتر و امکانات پزشکی در هنگام زایمان ها را برطرف کنند .وی می گوید : در حال حاضر وزارت زنان از محل بودجه باز سازی افغانستان می تواند در هر روستا یک درمانگاه و زایشگاه ایجاد کند تا با بهره مندی همه زنان از خدمات سلامت، آمار مرگ و میر مادران کاهش یابد .در گفته های عضو مطالعات زنان افغانستان هنوز سوالی باقی است اینکه : از دید پزشکی، بارداری زنان جوان زیر 18 سال بر سلامتی این مادران و فرزندان آنان (نسل آینده ) چه تاثیری دارد؟

مرگ مادران زیر 15 سال پنج برابر بیشتر است: بر اساس مطالعات سازمان جهانی بهداشت، خطر مرگ دختران زیر 15سال در هنگام زایمان 5 برابر زنانی است که در دهه بیست سالگی زایمان می کنند و مادری که کمتر از 18 سال سن دارد احتمال مرگ فرزندش در سال اول زندگی 60 درصد بیشتر از کودکانی است که از مادران بالای 19 سال متولد شده اند .دکتر ملیحه حسن زاده پزشک نسایی، بهترین زمان ازدواج و حاملگی را برای زنان سنین 18 تا 35 سال دانسته و می افزاید : از نظر سلامت جسمی ،کمبود آهن و کلسیم در دختران زیر 18 سال بسیار شایع است به همین خاطر عوارض بارداری ، خطر ابتلا به پوکی استخوان و کم خونی ها در بین زنان حامله زیر 18 سال بیشتر است .وی ادامه می دهد : در بررسی های به عمل آمده ،95 درصد مبتلا یان به سرطان دهانه رحم، سابقه زایمان زود هنگام داشته اند.این پزشک نسایی با اشاره به مشکلات روحی پس از زایمان می گوید : افسردگی های پس از زایمان در زنان کم سال بیشتر از سایر زنان می باشد .وی خاطر نشان می کند: نوزادان متولد شده از این مادران دچار مشکلات کم وزنی هنگام تولد ، سوء تغذیه و در مواردی معلولیت ها می شود .جامعه ای که مولد نیست: در جامعه ای که دختر نقشی در ازدواج ندارد و خانواده ی او تصمیم گیرنده ی اصلی است ازدواج در سنین پایین رواج دارد .کاظم اصغری جامعه شناس، با بیان این مطلب می گوید: از طرفی پیشرفت های بهداشتی موجب کاهش مرگ و میر ها می شود و از طرف دیگر در جامعه ای که زنان در سنین زیر 18 سال باردار می شوند ظرفیت آبستنی در آن جامعه نسبت به سایر جوامع افزایش می یابد که این مسئله پیامد افزایش بدون کنترل جمعیت را در آینده دارد و اگر دولت نتواند جوابگوی نیازهای جمعیت کشور باشد آن وقت مشکلات متعدد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی را در پی دارد.وی ادامه می دهد: از آنجایی که برخی از کودکان متولد از مادران کم سن دچار مشکلات جسمی هستند نمی توانند در جامعه آینده نقش تولید کننده ( مولد ) اقتصادی را داشته باشند و به عنوان یک بار سنگین اقتصادی ( مصرف کننده) باقی می مانند و جامعه مجبور است هزینه های زیادی را برای نگهداری این گونه افراد متحمل شود. آموزش، سن ازدواج را تعیین می کند: به نظر میرسد آموزش و توانمندسازی زنان تاثیر زیادی در سلامت و رشد کودکان آن ها دارد. تخمینهای سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد که یک نفر از هر چهار بزرگسال در جهان (15 سال به بالا) بیسواد هستند که تعداد زنان در این میان بیشتر است.به گفته اصغری هر جامعه ای که پس از استقلال، برنامه های آموزش برای همه را اجرا کرده است توانسته سطح فرهنگ و آگاهی مردم جامعه را افزایش دهد و اگر پدر و مادرها سواد کافی را نسبت به پیامد های منفی ازدواج دختران در سنین پایین داشته باشند، هیچ وقت دخترشان را در سن کودکی وادار به ازدواج نمی کنند . این استاد دانشگاه تاکید می کند :دختران اگر از امکانات آموزشی بهره مند شوند می توانند برای آینده و سرنوشت خود تصمیم بگیرند و سن ازدواج را خوشان تعیین کنند .
منبع:تحول

"مایکل جکسون" به دنبال ایست قلبی در خانه مسکونی خود به بیمارستانی در شهر لوس آنجلس انتقال یافت و در حالیکه در بیهوشی به سر می برد ، شب گذشته چشم از جهان فرو بست. خبر بستری شدن وی سبب شد در مدت زمانی کوتاه هزاران نفر در مقابل بیمارستان حضور یابند و تمامی رسانه های ملی نیز با قطع برنامه های خود به نقد و بررسی این رویداد پرداختند.

"مایکل جکسون" از کودکی با برادرانش در گروهی با عنوان "جکسون فایو" فعالیت های هنری خود را آغاز کرد ولی از آغاز دهه هشتاد به طور انفرادی تبدیل به ستاره ای جهانی شد و لقب سلطان موسیقی پاپ را از آن خود کرد. در سال 1982 ، آلبوم وی با عنوان "تریلر" به بازار عرضه شد ، که با 65 میلیون نسخه به فروش رسیده ، پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی جهان به حساب می آید.
مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، سرگرمیساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، او فعالیت حرفهای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تکخوان شروع کرد. او را سلطان پاپ مینامند، پنج آلبوم از آلبومهای استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبومهای جهان هستند: Off the Wall (جدا از بقیه)، Thriller (دلهره آور)، Bad (بد)، Dangerous (خطرناک)، HIStory (تاریخ).

در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی مردمی (پاپ)، و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTVبود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل، «Billie Jean» (بیلی جین)، “Beat It” (بزن به چاک) و “Thriller” (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل «Black or White» و «Scream»، آثار جکسن را به طور مداوم در لیست برنامههای اصلی MTV قرار داد. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار دادهاست.
مایکل جکسون در ماه مه ۱۹۹۴ با لیزا ماری پریسلی، دختر الویس پریسلی ازدواج کرد. این ازدواج نوزده ماه بیشتر دوام نیاورد.




مایکل جکسون در سال ۱۹۹۶ اعلام کرد دبی روو، پزشک متخصص پوستش، از او باردار است. این دو نفر ده روز بعد ازدواج کردند. ازدواج آنها سه سال دوام آورد و دو فرزند حاصل آن بود.دبی روو پس از جدایی از مایکل جکسون، حضانت فرزندانش را به او سپرد. مایکل جکسون سپس از زنی ناشناخته صاحب فرزند سومی شد. او در سال ۲۰۰۲ هنگامی که به برلین سفر کرده بود، وانمود کرد می خواهد فرزند سومش را از بالکن هتل پرتاب کند که جنجالی رسانه ای را به همراه داشت.

اتهام های آزار و اذیت جنسی کودکان از جنجال های مایکل جکسون در دهه نود بود. او در سال ۱۹۹۴ با خانواده پسر یازده ساله ای که از او شکایت کرده بود، خارج از دادگاه مصالحه کرد. یک سال بعد، دادگاه مایکل جکسون را از اتهام های وارد شده به وسیله خانواده یک پسر دیگر تبرئه کرد.در چند سال گذشته، نگرانی هایی درباره سلامتی مایکل جکسون وجود داشت. بعضی گزارش ها از ابتلای او به سرطان پوست خبر داده بودند.مایکل جکسون قرار بود از ماه آینده تور بین المللی خود را پس از دوازده سال در بریتانیا آغاز کند. همه بلیت های این تور پنجاه مرحله ای در عرض چند ساعت در ماه مارس فروخته شدند.گفته می شود بیشتر از ۷۵۰ میلیون نسخه از آثار مایکل جکسون به فروش رسیده است. او همچنین سیزده جایزه گرمی دریافت کرده است.

خبر داغ:سلطان پاپ دنیا مایکل جکسون درگذشت . دقیقا سی سال پیش مشابه این خبر را دیده ام . سلطان راک اندرول الویس پریسلی درگذشت . از جمله شباهتهای این دو هنرمند غربی ایجاد بدعتهایی در فرم واجرای نوعی موسیقی و رقص میباشد ، راک اندرول و بریک دانس ، که جز پسوند نام آنها شده است . محبوبیت بیکران در عرصه عالم ، در دو دوره تاریخی ، بین جوانان و حتی پا به سن گذاشته ها ،از شباهتهای آنهاست . دوران جوانی بنده همزمان با آغاز محبوبیت مایکل جکسون بوده و آلبومهای ،billie gean,beat it , thriller همراه با اجرای رقص برینک دانس از نو آوریهای مایکل جکسون که بدون شک در موسیقی جهان جاودانه شده است . یقینا نمی توان نبوغ هنری مایکل جکسون را در موسیقی و رقص منکر شد (بنده هم اصرار به آن یا پنهان علاقه شخصی به او را ندارم ) اما خارج از بخش هنری ، مایکل جکسون در موارد دیگری که اصلا ربطی به هنر ندارد تیتر خبرها بوده است . چند عمل جراحی پلاستیک ، چند ازدواج متفاوت .، با روشهای متفاوت ! و البته چند اتهام اذیت وآزار جنسی کودکان که کار او را به دادگاه نیز کشانده ،موجب شگفتی و….از یک هنرمند نو آور است . مایکل جکسون در دو دهه گذشته هیچگاه نتوانست شهرت و محبوبیت آلبومهای دهه هشتاد را تکرار کند . شاید هم به همین دلیل به انواع دیگر خود را تیتر رسانه ها میکرده است.! (روایتهایی داریم که این شیوه داغ خبری و تیتر رسانه ای در بین خوانندگان و هنر پیشه ها رایج است.!!! به گردن راویان ! )به هر حال مرگ مایکل جکسون میتواند پایانی بر عمل های او شایعات او ،و اتهامات وارده بر او باشد اما پایان نوع جدید موسیقی و رقص او(بریک دانس)نیست.
چندتا از عکساشم می تونید تو ادامه مطلب ببینید.
هایفا

جنیفرلپز

نانسی اجرم
.jpg)


انجلینا جولی


بعد از لابیست که سال پیش در شبکه اس بی اس پخش شد او در حال استراحت جهت ازدواج و کارهای شخصی بود. او زمان سختی را برای انتخاب درام بعدیش گذراند. او باید بین امپراطوری بادها و درامی دیگر، یکی را انتخاب می کرد اما او برگشتن با یک درام تاریخی را انتخاب کرد.معرف درام میگوید: مقدر شده بود که سونگ ایل گوک علاوه بر جومونگ بعنوان نوه ی جومانگ نیز بازی کند. ما به سراغ بازیگران زیادی رفتیم اما سونگ ایل گوک برای این نقش فرد مناسبی است.
سریال امپراطوری بادها در نیمه ی ماه Jan سال ۲۰۰۹ پخش خود را در کشور کره از شبکه kbs2 پایان داد.

این سريال بسيار زيبا و ديدني (The Kingdom of The Winds) بدون شک بعد از سریال جومونگ یکی از زیباترین سریال های کشور کره از نظر کیفیت فیلم نامه و لوکیشن است. این سریال چند برابر زیباتر از سریال جومونگ می باشد.
امپراطوری بادها شرح حال پسر یوری نوه جومونگ می باشد. سریال امپراطور بادها سرگذشت نسل بعدی جومونگ یعنی نوه جومونگ بزرگ است که از جلوه های ویژه منحصر به فردی برخوردار است و بسیار قوی تر از سریال جومونگ ساخته شده است.
عشق و رزم در این سریال با قدرت باور نکردنی به نمایش گذاشته شده است و در طول سریال بیننده را به دنبال خود میکشاند بازیگر نقش اول زن این سریال بسیار قوی تر از سوسونو جومونگ ایفای نقش میکند.

بازیگران اصلی
سونگ ایل گوک در نقش شاهزاده مو هیول / ده موسین
چوئه جونگ وُن در نقش پرنسس یون
باک گون هیونگ در نقش شاهزاده دُو جین
جونگ جین یونگ در نقش شاه یوری
دیگر بازیگران
گیم هیه ری در نقش بانو می یو
ای جُونگ وُن در نقش شاهزاده هه میونگ
گیم هیه سونگ در نقش شاهزاده یو جین
ئو یون آ در نقش هیه آپ
گیم جه ووک در نقش چو بال سو
جانگ ته سونگ در نقش ما رُو
گیم سانگ هُو در نقش ما هوانگ
باک سانگ ووک در نقش گویی یو
هان جین هی در نقش شاه ده سو
باک جونگ هاک در نقش سا گو
گیم گیو چول در نقش میونگ جین
گیم وُن هیو در نقش گُونگ چان
عوامل سازنده
کارگردان: گانگ ایل سو
نویسندهها: چوئه وان کیو، باک جین وو، جونگ جین ئوک
تولیدکنندگان:
Original Work: Comic by Kim Jin
Director: Kang Il Soo
Screenwriter: Choi Wan Kyu, Park Jin Woo, Jung Jin Ok
نام سريال: The Kingdom of The Winds
ديگر نام ها: Country of Wind / The Land of Wind
ژانر: Period Drama, Fantasy
تعداد قسمت: 36
دوره پخش: 2008-Sept-04 to 2009-Jan-08



اینم یه مدل موی خوشگل

تعریف
کمیک نقاشی، یا مجموعهای از نقاشیهای دنبالهدار است که ماجرایی را روایت میکند. به کسی که کمیک را میکشد کارتونست میگویند، این کمیکها معمولاً در دورههای مرتبی به چاپ میرسند.
شرح روایت و بیان ماجراها به زبان تصویر و بعضاً با استفاده از دیالوگها، به زمان مصر باستان بر میگردد. اما اگر شرح روایتهای مدرن را در نظر بگیریم، کمیک اولین بار در کشورهای آلمان و انگلستان پا گرفت. اولین کمیکهای آمریکایی در قرن بیستم شکل گرفتند. دیالوگها درون بالنها گفته میشد، برای غافلگیری از علامت تعجب روی کلهها استفاده شد و برخی از لغات مثل «زارت و زورت و آخ و پاخ» برای بیان حالات یا ضربات استفاده گشت و تا امروز نیز کاربرد دارد. اولین کتاب کمیک بر اساس مجموعهای از کمیکاستریپهای روزنامهای شکل گرفت.
همانطور که از نام کمیک (Comic) بر میآید، محتوای آن اساساً مطلب خندهدار است، اولین کمیکاستریپهایی که در دههٔ ۱۹۳۰ پا بهعرصهٔ وجود گذاشتند، شامل ماجراهای خندهدار و ماجراجویانهٔ قهرمانانی چون پاک راجرز، تارزان و ماجرای تن تن بود. البته قرار گرفتن نام کمیک مربوط به تاریخچه ی آن است . اکنون با وجود تغییرات عمده ای که در نوع طراحی ، موضوع ،کمپزسیون ، انتخاب زاویه ی دید و دیگر المان های کمیک به وجود آمده و این هنر روایتگر را بسیار متفاوت از گذشته ی خود کرده ، هنوز نام کمیک روی آن باقی مانده است. درحالی که مایه ی طنز تنها در شاخه ی خاصی از این هنر به کار گرفته می شود.
انواع
این نوع از کمیکها، در روزنامهها منتشر میشوند، معمولاً دارای اسلایدهای کم هستند و دنبالهدار نیستند، از معروفترین کمیکهای روزنامهای میتوان:
و در ایران میتوان به کمیکهای چلچراغ، و همشهری جوان اشاره کرد.
این دسته از کمیکها، هر هفته/ماه/روز منشتر میشوند، معمولاً تعداد صفحههای معقولی در حدود ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ دارند و در دو یا سه شماره به پایان میرسند. از میان ناشران کمیک استریپ معروف میتوان به:
اشاره کرد.
تأثیرات جامعهشناختی
اساساً کمیکها در همان ابتدای دوران حیات وجودی خود به مقاصد اجتماعی یا سیاسی میپرداختند. از ارزشهای محافظهکارانهٔ کمیک آنی اورفان کوچولو بگیر تا مفاهیم افسارگسیختهٔ آزادی خواهی کمیک دونزیری. کمیک استریپ پوگو با استفاده از شخصیتهای حیوانی، خشونت را به تصویر کشید و بسیاری از سیاستمداران دوران را به حیواناتی مشابه چهرهشان نسبت داد. در حرکتی دلاورانه، والت کلیی تصویرگر کمیک پوگو، جوزف مک کارتی را در دههٔ ۵۰ به شکل گربهای وحشی کشید، گربهای به نام جی. ملارکی.
مبارزه ... اولين چيزي است كه در سراسر اين سريال موج مي زند ... مبارزه براي زنده ماندن ... مبارزه براي بقا ... مبارزه براي نجات ... مبارزه براي فرار ... مبارزه براي خواستن و نخواستن ... مبارزه براي دانستن حقيقت و درك واقعيت ... مبارزه براي بايدها و نبايدها ... مبارزه براي هست ها و نيست ها ... مبارزه براي كشف مجهولات و حل معماها ... مبارزه براي اثبات نظريات و ايده ها ... مبارزه براي حذف تابوها ... مبارزه براي خودسازي و انسان سازي و نيروسازي ... مبارزه براي ماندن و بودن ... مبارزه براي بدست گرفتن قدرت ... مبارزه براي رهبري
دومين موردي كه در تمامي بخش هاي سريال مشاهده مي شود ، اهميت عنصر آگاهي است به هر شكل ... ميل به دانستن در تمامي بخش هاي سريال وجود دارد ... كنجكاوي ، عنصري است كه به شدت بازيگران را را با خود مي كشد و البته تماشاچيان را ... از كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ... به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم ... تگاه هاي خيره به آسمان ، دريا و افق ... مرور گذشته هر يك و جستجوي چرايي اينجا بودن ... سرگرداني در برابر آينده و بي پاسخي در برابر چه خواهد شد ... و آن كساني راهگشا و راهبر سايرين هستند كه بيشتر مي دانند و در تلاش و مبارزه براي دانستن بيشتر
سومين موضوع ، توان تصميم گيري است ... بزنگاه هاي متعددي در سريال وجود دارد كه بايد تصميم گرفت ... تصميم گيري از توان همه برنمي آيد ... فقط چند نفر قادر به تصميم گيري هستند و بقيه تابع ... تصميم ممكن است درست باشد يا غلط ... مهم آن است كه در لحظه ي موعود ، يك نفر بايد تصميم بگيرد و بقيه بايد تابع باشند ... اگر بيش از يك نفر تصميم بگيرد ، بقيه مختار هستند تا انتخاب كنند ... نتيجه به خود ايشان باز مي گردد و اعتراض شان نيز ... آنهايي كه نمي توانند تصميم گيري كنند بايد به ناگزير خود را به ديگران بسپارند و در خدمت تيم باشند
چهارمين موضوع ، اهميت تيم و كار تيمي است ... هيچ حركتي بدون كار تيمي شكل نمي گيرد ... حتي جان لاك كه در بسياري از موارد به تنهايي عمل مي كند ، در بسياري از موارد ناگزير از هماهنگي با سايرين است يا داشتن تيمي حداقل دو نفره ... توانمندي ديگران ، در عملكرد تيمي آنها است و پايداري و بقا گمشده هاي سريال نيز هم چنين ... و مهم تر از حركت تيمي ، تيم سازي است ... از انسان هايي تنها و گسسته ، تيمي يكدست ساختن ... چه در گمشده ها و چه در ديگران
پنجمين مورد ، در پاسخ به پرسش ها مطرح مي شود ... چه بايد كرد؟ ... كجا بايد رفت؟ ... چگونه بايد رفت؟ ... چه موقع بايد رفت؟ ... چه كساني بايد بروند؟ ... با چه بايد رفت؟ ... از چه مسيري بايد رفت؟ ... چه وسايلي بايد با خود برد؟ ... براي چه بايد رفت؟ ... چگونه بايد برخورد كرد؟ ... پس از موفقيت چه بايد كرد؟ ... پس از شكست چه؟ ... مرحله ي بعدي چيست؟ ... آخرش چه؟ ... پاسخ به تمامي اين پرسش ها ، نياز به استراتژي دارد و برنامه
و اما مورد ششم ... اين همان موردي است كه ساير موارد در راستاي آن هستند ... نگاه كلي فيلم ... رهبري ... تمامي بحث سريال ، رهبري است ... چه كسي رهبري را به دست خواهد گرفت؟ ... رهبري گمشده ها؟ ... رهبري ديگران؟ ... رهبري جزيره؟ ... رهبري دنيا؟
روحيه و شجاعت مبارزه ... آگاهي ، كنجكاوي و تلاش براي دانستن ... قدرت تصميم گيري و پذيرش مسئوليت نتايج حاصل از آن ... اعتقاد به كار تيمي و توان استعداد یابی و تيم سازي ... داشتن یک استراتژي و برنامه ریزی مناسب و بلند مدت برای دست یابی به هدف ... پنج ويژگي مهم براي يك رهبر بزرگ ... جك شپرد؟ ... جان لاك؟ ... بنجامين لاينوس؟
اینم تقدیم به شما که عین گلین اما با عمری بلند

Dr. Jack Shephard

Sayid Jarrah

John Locke

Kate Austen


Boone Carlyle

Sun Kwon

Michael Dawson

Claire Littleton
Walt Lloyd

Charlie Pace

Mr. Eko

James "Sawyer" Ford

Hugo "Hurley" Reyes

Shannon Rutherford

Ana-Lucia Cortez

Jin-Soo Kwon


.وای چه عاشقانه.
اولین نگاه تلویزیونی (TV Spot) از فیلم سینمایی هری پاتر و شاهزاده دورگه بصورت آنلاین پخش شده است.
این ویدیو را می توانید در اینجا در سایت YouTube مشاهده کنید.
در اینترنت می چرخیدم که به طور خیلی اتفاقی به این مطلب رسیدم! ... با انجام یک تست ساده شخصیت شناسی ، می توانید پی ببرید ، شخصیت شما شبیه به کدامیک از شخصیت های سریال Lost است! ... از آنجایی که پرسش های این سایت به صورت انگلیسی است ، تلاش کردیم تا به همان ترتیب ، ترجمه نماییم! ... حتی اگر این سریال را ندیده اید ، این تست را انجام دهید!
آیا شما شخص مسئولیت پذیری هستید؟
آیا شما به خداوند اعتقاد دارید؟
آیا شما برای رسیدن به هدف تان آدم جاه طلبی هستید؟
آیا شما با پدرتون رابطه بسیار صمیمانه ایی دارید؟
آیا شما در هنگام گرفتاری ها دوست دارید به دیگران کمک کنید؟
آیا حوزه کاری شما ، پزشکی است؟
آیا شما حس ماجرا جویی دارید؟
آیا شما زیبا رو هستید؟
آیا شما شخص قانون پذیری هستید؟
آیا یکی از دوستان نزدیک شما تاکنون فوت کرده است؟
آیا شما در وادار کردن دیگران به کاری (اداره کردن - کنترل کردن - نفوذ بر دیگران) مهارت دارید؟
آیا از کار با آلات موسیقی خوشتان می آید؟
آیا دیگران شما را دوست دارند؟
آیا شما از مواد مخدر استفاده کرده اید؟
آیا خوش قیافه هستید؟
آیا شما راز نگهدار هستید؟
آیا شما ثروتمند هستید؟
آیا شما گاهی اوقات احساس بد شانسی دارید؟
آیا شما از اعتماد نفس کمی برخوردار هستید؟
آیا شما زود عصبانی می شوید؟
آیا شما یک مبارز حرفه ایی هستید؟
آیا شما در زمینه الکترونیک تجربه خوبی دارید؟
آیا اگر کسی دروغ بگوید ، شما می توانید دروغش را تشخیص دهید؟
آیا شما به کسی عمیقاً عشق می ورزید؟
آیا شما در چیدن قطعات یک پازل مهارت دارید؟
آیا شما در ساختن وسایل مهارت دارید؟
آیا شما از کسی که دوستش می دارید زیاده از حد محافظت می کنید؟
آیا شما علایق تان را به دیگران ترجیح می دهید؟
آیا شما پیش از وقوع وقایع ، آنها را پیش بینی می کنید؟
آیا شما در درگیری هایی حضور داشته اید؟
آیا اغلب چیزی را دزدکی از کسی کش می روید؟
آیا شما در بازی های استراتژیک خوب هستید؟
آیا شما شکارچی ماهری هستید؟
آیا شما تجربه دیدن یک معجزه را داشته اید؟
آیا شما به دو زبان آشنا هستید؟
آیا شما به گل و گیاه و باغبانی علاقه دارید؟
آیا شما گاهی اوقات احساسات تان را از دیگران پنهان می کنید؟
آیا شما کتاب مقدس (انجیل - قرآن) را خوب می دانید؟
آیا شما لوس هستید؟
آیا اغلب با شما مثل بچه ها رفتار می شود؟
آیا شما فردی کینه جو و انتقام گیر هستید؟
آیا شما ماهیگیر خوبی هستید؟
پس از دریافت پاسخ ، خوشحال خواهیم شد ، نام شخصیت مشابه خود را برای ما بنویسید!......
ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند . 4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند. 6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند. 7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند. (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
منبع :words.ir 1

فقط به Tomeh توجه شود.
باتشکر مدیر سایت جارو